تبلیغات اینترنتیclose
اللهم صل علی محمد و آل محمد:::اللهم صل علی محمد و آل محمد::اللهم صل علی محمد و آل محمد::اللهم صل علی محمد و آل محمد:::خدایا بر حضرت محمد و خاندان پاکش درود فرست مكتب اشاعره و معتزله چه مکاتبی هستند؟
امروز:
امام حسین (ع) مي فرمايند:

http://www.irimo.ir//parameters/weather/modules/cdk/upload/content/general_content/10/sms%5B1%5D.jpg

توجه *******************************************توجه

***سامانه پيامكي وبلاگ راه اندازي شد***

ضمن عرض سلام و ادب خدمت بازديد كنند گان عزيز
سامانه پيامكي وبلاگ  براي ارتباط سريع با مديران وبلاگ  را اندازي شد و
دوستان عزيز ميتوانند با ارسال نقطه نظرات و پيشنهادات خود ما را در ارائه و بهره برداري
بهتر از وبلاگ  همراهي نمايند.
منتظر پيامك هاي انتقادي و پيشنهادي شما عزيزان خواهيم بود
.در پناه حضرت دوست سربلند باشيد.


شماره سامانه پيامكي : 50002191078سلام مهربان.خوش آمدی



قرآن را بخوان و بیاموز


يك معتزله
در زمان وجود پيامبر اكرم(ص) اختلاف‏هاى اعتقادى پشت پرده و پنهان بود. بعد از رحلت آن حضرت، نخستين اختلاف در مسأله امامت پيش آمد و در واقع روز سقيفه، تشكّل اوليه اهل سنت پا گرفت و امامت از نصب الهى، به مبناى زمينى و غير الهى تبديل شد؛ در سال‏هاى 36 و 37 ه.ق در جريان جنگ صفين، مسأله حكميت پيش آمد كه باعث به وجود آمدن خوارج شد. آنان ابتدا رضا برنجكار، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى، (انتشارات طه، 1381 )، ص 22.
در لشگرگاه حضرت على(ع) بودند، ولى افكار آنها و موضع‏گيرى‏ها در مقابل آراى آنان باعث به وجود آمدن برخى فرقه‏ها و نحله‏هاى كلامى و اعتقادى اهل سنت گرديد.

بعد از شهادت حضرت على(ع) به سال 41 تا سال 132 ه.ق گروه‏هاى ذيل از اهل سنت در وادى كلام به وجود آمدند: معتزله، مرجئه، قَدَريه، جهميه‏ربانى، ما هو علم الكلام؛ (قم: دفتر تبليغات اسلامى قم، چاپ اول، 1418 ه.ق)، ص 78. و....
گروهى كه بيشتر پا گرفت و مكتب قدريه و جهميه به آن تبديل شد معتزله بود. بنيان گذار اصلى مكتب اعتزال «واصل‏بن عطا» شاگرد حسن بصرى است. او در سال 80 ه.ق متولد شد و در سال 131 ه.ق درگذشت.
معتزليان داراى گرايش عقلى تا حدى افراطى بوده‏اند؛ در عين حال بسيارى از عقايد آنان از تشيع نيز الهام گرفته است.

عقايد معتزله‏
الف. اعتقادات‏
1. توحيد صفاتى ؛ (عدم تكثر و زيادت صفات خدا بر ذات او)
2. حسن و قبح ذاتى افعال ؛
3. عدل ؛ (ملاك ذاتى دارد و خداوند آنچه را كه ذاتاً ظلم و قبيح است انجام نمى‏دهد)
4. وعد و وعيد ؛ (همانطور كه خلف وعده از خداوند محال است، خلف وعيد نيز از او سر نمى‏زند)
5. مخلوق بودن كلام خدا ؛ (قرآن كلام خداست، پس مخلوق و حادث است)
6. هر كار خدا داراى هدف و نتيجه‏اى است ؛
7. مغفرت، بدون توبه ناممكن است ؛
8. قديم، منحصر به ذات خداوند است ؛
9. تكليف به آنچه در حد طاقت انسان نيست محال است ؛
10. نفى توحيد افعالى، (افعال بندگان مخلوق خدا نيست و مشيّت الهى به افعال بندگان تعلق نمى‏گيرد) ؛
11. عالم حادث است ؛
بنگريد :
الف. همان، ص 45.
12. خداوند، در دنيا و آخرت ديده نمى‏شود.ب. رضا برنجكار، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى، صص 113 - 117، قم : طه، چاپ دوم، 1379.


ب. انسان‏شناسى‏
1. انسان آزاد و مختار است، نه مجبور ؛ (اختيار)
2. انسان قبل از انجام فعلى قدرت فعل و ترك آن را دارد ؛ (استطاعت)
3. مؤمن قادر بر كفر و كافر قادر بر ايمان است ؛
4. فاسق، نه مؤمن است و نه كافر ؛ (منزلة بين المنزلتين)
5. عقل پاره‏اى از مسائل را مستقلاً (بدون راهنمايى قبلى شرع) درك مى‏كند ؛
6. در تعارض حديث با عقل، عقل مقدم است ؛
7. قرآن را مى‏توان با عقل تفسير كرد.بنگريد : همان، ص 46.
ج. مسائل اجتماعى و سياسى‏
1. وجوب امر به معروف و نهى از منكر، هر چند مستلزم قيام به سيف باشد ؛
2. امامت خلفاى راشدين به ترتيبى كه واقع شده، صحيح بوده است ؛
3. على(ع) از خلفاى پيش از خود افضل بوده است ؛
4. نقد به صحابه پيغمبر و بررسى كارهاى آنان جايز است ؛
5. جواز تحليل روش سياسى عمر و روش سياسى حضرت على(ع) و مقايسه ميان آنها.همان، ص 46 و 47.

دو. اهل حديث‏
در دوران متوكل عباسى معتزله غالباً قلع و قمع شدند و در مقابل آنها، مكتب اهل حديث رونق يافت. اهل حديث برخلاف معتزليان كاملاً نص‏گرا و ظاهرگرا بوده و براى عقل ارزش و اعتبارى قائل نبودند. اين مسأله شديداً آنان را به سوى سطحى‏نگرى و درك عوامانه از دين سوق داده است.
اعتقادات اهل حديث‏
الف. خداشناسى و انسان‏شناسى‏
مهم‏ترين اعتقادات اهل حديث به اين شرح است:
1. ايمان به خدا و ملائكه و كتاب‏ها و رسولان ؛
2. خدا يكى است ؛
3. ايمان مساوى است با قول، نيت و عمل ؛
4. عموميت مطلق قضا و قدر ؛
5. محمد(ص) رسول خدا است ؛
6. بهشت و جهنم حق است ؛
7. خداوند بر عرش سوار است ؛
8. خداوند صورت و چشم دارد و همين‏طور گوش و دست دارد ؛
9. خداوند، عالم است ؛
10. كلام خداوند، غير مخلوق (قديم) است ؛ پس قرآن كه كلام خداست غير مخلوق است، حتى صوت قارى آن و كسى كه قرآن را مخلوق انگارد كافر است ؛
11. خير و شر به قضاى الهى است؛ و جز آن نيست كه خدا مى‏خواهد ؛
12. اعمال بندگان، مخلوق خداوند بوده و انسان مجبور آفريده شده است ؛
13. خداوند، مؤمنان را توفيق اطاعت مى‏دهد ؛
14. خداوند، در آخرت با چشم ديده مى‏شود ؛
15. گناه كبيره، باعث كفر نمى‏شود ؛
16. اسلام، از ايمان وسيع‏تر است ؛
17. خلفاى راشدين، به ترتيب خلافت فضيلت دارند ؛
بنگريد : الف. جعفر سبحانى، بحوث فى الملل والنحل، (قم: مؤسسه النشر الاسلامى، چاپ دوم، 1414ه.ق)، ج 1، ص 179 - 170.
18. حقانيت عذاب قبر، صراط و ابدى بودن بهشت و جهنم.ب. رضا برنجكار، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى، صص 120 - 122، قم، طه : چاپ دوم، 1379.

ب. عقايد سياسى و اجتماعى‏
پاره‏اى از ديدگاه‏هاى اجتماعى، سياسى و فقهى آنان عبارت است از:
1. انحصار خلافت در قريش تا قيامت ؛
2. صدقات و فى‏ء در اختيار سلاطين است ؛
3. عدم جواز خروج و شورش بر عليه سلطان جائر و ستمگر ؛
4. عدم جواز پيروى از امر حاكم به معصيت الهى ؛
5. جهاد بايد همراه امام باشد؛ چه امام عادل باشد يا ظالم ؛
6. عدم جواز تكفير مسلمانان به جهت ارتكاب گناه؛ مگر در مواردى كه به واسطه نص خارج شده باشد.بنگريد : همان جا.

سه. اشعرى‏ها يا اشاعره‏
در اوايل قرن چهارم و اواخر قرن سوم، اهل حديث دو دسته شدند:
1. حنابله، يعنى تابعان احمدبن حنبل.
2. اشاعره كه پيروان ابوالحسن اشعرى (شاگرد قاضى عبدالجبار معتزلى ) بودند.
ابوالحسن اشعرى (260-324ه.ق) كه خود ابتدا معتزلى بود در جستجوى راهى معتدل در ميان عقل‏گرايى افراطى معتزله و خردگريزى اهل حديث برآمد. نتيجه نهايى كار او پذيرش آراء اهل حديث همراه با نوعى تبيين عقلى براى آنها بود و نتوانست اشكالات اساسى ديدگاه اهل حديث همچون جبرگرايى را حل كند. او از بين اعتقادات اهل حديث، اصول زير را برگزيد.
عقايد اشاعره‏
1. عدم وحدت صفات الهى با ذات ؛ (نفى توحيد صفاتى)
2. عموميت اراده و قضا و قدر الهى در همه امور، از جمله در افعال انسان ؛
3. شرور، مانند خيرات از جانب خدا است ؛
4. مختار نبودن بشر و مخلوق خدا بودن اعمال او ؛
5. حسن و قبح افعال، ذاتى نيست ؛ بلكه شرعى است و عدل نيز امرى شرعى است نه عقلى و ذاتى ؛
6. رعايت لطف و اصلح بر خدا واجب نيست ؛
7. قدرت انسان بر فعل، توأم با فعل است، نه پيش از آن ؛
8. انسان آفريننده عمل خود نيست بلكه اكتساب كننده آن است ؛
9. تنزيه مطلق خداوند و نفى هرگونه شباهت ميان خدا و غيرخدا ؛
10. خداوند در قيامت با چشم ديده مى‏شود ؛
11. فاسق، مؤمن (مسلمان) است ؛
12. مغفرت، بدون توبه اشكال ندارد ؛ همچنان كه عذاب مؤمن بلااشكال است ؛
13. عالم حادث زمانى است ؛
14. كلام خدا قديم است، اما كلام نفسى نه كلام لفظى ؛
15. كارهاى خدا براى غايت و غرضى نيست ؛
16. تكليف مالايطاق بلا مانع است ؛
17. شفاعت بلااشكال است ؛
18. كذب و تخلف وعده بر خدا جايز نيست ؛
بنگريد :
الف. مرتضى مطهرى، همان، صص 57 - 59 ؛
19. پذيرش اوصاف خبرى خداوند، بدون تشبيه خدا به مخلوقات و تعيين كيفيت آنها.ب. رضا برنجكار، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى، صص 125 - 133، قم : طه، چاپ دوم، 1374.

از آنچه بيان شد به خوبى روشن مى‏شود كه اشاعره و اهل حديث، در عين حال كه در برخى موارد اختلاف داشتند، كاملاً در مقابل معتزله قرار گرفتند و در مسأله عدل الهى، اختيار انسان و... كاملاً ضد هم بودند.

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *


برچسب ها : مكتب اشاعره و معتزله,اشاعره,معتزله,
نوشته شده در پنجشنبه 11 ارديبهشت 1393 ساعت توسط علیرضا امیری| لینک ثابت

قرآن را بخوان و بیاموز



تمامی حقوق مطالب، برای وب سایت `*•.¸¸.•*´¨قرآن را بخوان و بیاموز`*•.¸¸.•*´¨ محفوظ است.
ترجمه قالب : مهرداد دشتی

Powered By Iran.Sc

ابزار هدایت به بالای صفحه